آخر بیچارگی منو دیدی
سبک شعر
آخر بیچارگی منو دیدی
داری می ری و زینبو دق می دی
اومد سرم اونی که می ترسیدم
آخر پیرن کهنه رو پوشیدی
تو که می دونی قراره، ببرن منو اسیری
من و اینهمه یتیمو، به کی میسپاری و میری
تو بری اینا دست منو میبندن
می بینی که زنجیر و طناب اوردن
مگه پدر و مادرمون ماهارو به تو نسپردن
====
داداش، آتیشی افتاد...
داری می ری و زینبو دق می دی
اومد سرم اونی که می ترسیدم
آخر پیرن کهنه رو پوشیدی
تو که می دونی قراره، ببرن منو اسیری
من و اینهمه یتیمو، به کی میسپاری و میری
تو بری اینا دست منو میبندن
می بینی که زنجیر و طناب اوردن
مگه پدر و مادرمون ماهارو به تو نسپردن
====
داداش، آتیشی افتاد...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
کاروان از راه میرسه امشب
شعر بعدی
راهی کربلا شه، هر کسی حسینه
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان