آتش گرفت مثل سرت موی دخترت
آتش گرفت مثل سرت موی دخترت
شد پنجه پنجه ای پدرم روی دخترت
آهسته من فقط به تو می گویم ای پدر
چیزی نمانده است ز گیسوی دخترت
مانند مادرت شده این روزهای من
خون می چکد شبانه ز پهلوی دخترت
عمه کمک کند که کمی راه می روم
دیگر توان نمانده به زانوی دخترت
زجر و لگد، حکایت مسمار لعنتی ست
باشد گواه حادثه بازوی د...
شد پنجه پنجه ای پدرم روی دخترت
آهسته من فقط به تو می گویم ای پدر
چیزی نمانده است ز گیسوی دخترت
مانند مادرت شده این روزهای من
خون می چکد شبانه ز پهلوی دخترت
عمه کمک کند که کمی راه می روم
دیگر توان نمانده به زانوی دخترت
زجر و لگد، حکایت مسمار لعنتی ست
باشد گواه حادثه بازوی د...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
دست و پا گیرم و قلبم نفس آه ندارد
شعر بعدی
از تو گلایه داشت خیالم به نیزه ها
فهرست
اشعار
روضه حضرت رقیه (س)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان