آتش زده این زهر تمام بدنم را
آتش زده این زهر، تمامِ بدنم را
انداخته در گوشه ای از هجره تنم را
در غربتم و یار و مددکار ندارم
باور نکنم این همه تنها شدنم را
افتاده ام از پا و کسی نیست ببیند
این لحظه ی آخر، من و پرپر زدنم را
در آتشِ هجرِ پسرم آه کشیدم
تا آید و بیند کمی از سوختنم را
بال و پرم از زهرِ جگرسوز، کبود اس...
انداخته در گوشه ای از هجره تنم را
در غربتم و یار و مددکار ندارم
باور نکنم این همه تنها شدنم را
افتاده ام از پا و کسی نیست ببیند
این لحظه ی آخر، من و پرپر زدنم را
در آتشِ هجرِ پسرم آه کشیدم
تا آید و بیند کمی از سوختنم را
بال و پرم از زهرِ جگرسوز، کبود اس...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
اینست راز روضه اشک روان شدن
شعر بعدی
پا از گلیم بیشتر انداخته گدا
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان