دسته بندی ها

یابن الشبیب گریه کن از غربت حسین


مجموعه : امام حسین (ع)
قالب شعر : روضه
بازدید : 810

یابن الشبیب گریه کن از غربت حسین
در کربلا شکسته شده حرمت حسین
شد زخم از مصیبت او پلک چشم ما
خنده رود ز لب چو شود صحبت حسین

بر تن نداشت جد غریبم توان و تاب
یابن الشبیب ذکر لبش بود آب آب

یابن الشبیب نیزه به حلقوم دیده شد
چون گوسفند سر ز تن او بریده شد
یابن الشبیب پیکر جد غریب ما
در زیر نعل اسب به هر سو کشیده شد

یابن الشبیب چکمه به پهلوی او زدند
در پیش عمه چنگ به گیسوی او زدند

یابن الشبیب جد غریبم کفن نداشت
یوسف به قعر چاه ولی پیرهن نداشت
از بس که زخم بر روی زخم دگر زدند
یک جای سالمی به تمام بدن نداشت

یابن الشبیب تَر َک روی آئینه دیدهای؟
جای سم ستور به یک سینه دیدهای؟

یابن الشبیب گریه به جز داغ او مکن
این حرف را به پیش کسی بازگو مکن
ناموس جد ما روی تل با اشاره گفت
ای بی حیا حسین مرا زیر و رو مکن

یابن الشبیب تیغ به حنجر کشید شمر
رگها وگوشتهای گلو را برید شمر

محمود اسدی