سپهر بزم ماخلق ندیده همچو اختری


مجموعه : حضرت زهرا (س)
قالب شعر : میلاد
بازدید : 164

سپهر بزم ماخلق ندیده همچو اختری
که در مقام کن فکان بود مزید برتری
هویتی که مُظهر جلال شدبه سروری
اصالتی که مَظهر جمال شد به مهتری

به فاء فاطمه قسم فطرت از او به پاشده

اصل و اساس ما اُمِر نص اصیل فَنتَذِر
به درکِ قدرِ فاطمه عیان شده به مااُمِر
از آن جهت که واَستَقِم به اوست شرح منحصر
مقرر آمد اَمکُثوا به کُنه لفظ مستتر

به طور درک فاطمه کون و مکان بنا شده

اریکه ی مقام او مسند هو هویت است
افاضه ی فضیلتش خاتمه ی دوئیت است
سهیل رخشش به دل جاذبه ی معیت است
لیله ی قدر مصحف فاطمه در کمیت است

به طاء فاطمه بنا طارم هل اتی شده

خلاصه ی معارفش اگر شود بیان شود
اگر چه مختصر ولی چگونه مستعان شود
مفصل است شمه اش نمیشود عیان شود
اگر شود اشاره ای قاب قلم کمان شود

کنایه ای ز رفعتش هویت کساء شده

بیان تامه و اتم متمم ظهور حق
تمام اختصار حق شعاع خاص نور حق
مخفف ضمیر ها مُصَدِقِ حضور حق
فتحه ی تاء انتِ را گرفته از نشور حق

به امر کبریائیش فاطمه قل کفی شده

بود و نبود ماخلق نبود و بود فاطمه
کعبه نبود و سجده شد شرح سجود فاطمه
لا هوَ لا اله شد نص قعود فاطمه
اصل اصیل ما عُرف نص وجود فاطمه

اشاره ای است بعلها کان هی هولاء شده

آنچه که درک ماخرد درک کند مقام او
کجا رسد به حیطه ی قائمه ی کلام او
هزار مرتبه خدا گشته عیان ز نام او
دایره ی نور و ظُلَم کوکب احتشام او

به نام نام نامی اش عطا به هر عطا شده

طفیل خلق نوری اش شعاع افتاب شد
به حُسن ذاتیش بیان منزلت کتاب شد
به خُم عشق از ازل گل بشر شراب شد
چنانکه در بیان حق مدیح او خطاب شد

عافیت عفو و عطا به قَدر او قضا شده

طبیب درد بی دوا نسخه به نام او دهد
خطیب خطبه ی قِدَم خطبه ز جام او دهد
شارع شرع شیوه از نطق کلام او دهد
ناطق نطق ما خَلَق شرح مقام او دهد

کجا بدون فاطمه به پا صف جزا شده

غیث مُغیث غوث را فاطمه مادری کند
احاطه ی ولائیش به صدر مصدری کند
نگاه مادرانه اش که ذره پروری کند
به مهر ذره ذره را محاط حیدری کند

به حمد او یسبحون کافه ی من تشا شده

قوام گنبد فلک به طوف اوست مبتدا
حصار مُلک تا مَلَک بر اوست حکم منتهی
سه جرعه از مدیح او بُوَد دلیل مصطفی
کز آن عیان شد از ازل اساس حب مرتضا

از او مقام احمدی دلیل اِصطَفا شده

نزول رحمت است او از آسمان سوی زمین
صعود عزت از زمین به عزتش شده رهین
که قاب قرب حق شده نگاه رب العالمین
طلوع شمسِ والضحی هم اوست از سوی امین

والقمر غروب او شرح اذا السجا شده

کفو عدیل مرتضا ساغر و باده و سبو
غایت وحی مانزل شارح شرح ذکر هو
صحیفه ی ارادتت داده به عشق ابرو
طره به خلوت جنون تو را نموده جستجو

اگر به فیض جامتان بنده ی مرتضا شده

امیر سهرابی طره اصفهانی