زینبم دلبر مادر بیا بشین کنار مادرت


مجموعه : حضرت زهرا (س)
قالب شعر : زمینه
بازدید : 429

علیرضا عباسی

زمینه عزا

زینبم دلبر مادر
بیا بشین کنار مادرت
تا بهت نشون بدم
کفن شمس و قمرت

منم زهرا شهیده ولایتم زینب
تو بیا تا برات بگم حکایتم زینب
قصه هایی از حجاب و شهامتم زینب

دیگه ناله و فریاد
تو گلویی نمونده
از ضربه سیلیی که زد روی نمونده

دیگه چشمی ندارم
دیگه سوی نمونده
از بس پریشون کردم موهامو مویی نمونده

رسول الله میگفت به من
دخترم زود پیش من میایی
عزیزم آروم باش بابا
مگه تو بابا رو نمیخوای

اون روزی که از سیلی جلوی در افتادم
تو خونه رو دامن فضه مضطر افتادم
از همون ضربه همه چیز رفته از یادم

دیگه حالی ندارم هیاهوی نمونده
دیگه دست و سر و سینه و پهلوی نمونده
دیگه جونی ندارم
دیگه نایی نمونده
از بس دویدم پی علی پای نمونده

بزار از حیدر بگم
که چقدر دلش پریشونه
حالشو جز من زینب
به خدا کسی نمیدونه

دیگه مرهم نداره
برا خوب شدن من
دیگه چیزی نمونده بره روح از بدن من
علی بیاد و با دست
بپیچه کفن من
پر و بالی نمونده برای پر زدن با من

وا اما،،،،،