جوری زدند آینه از چند جا شکست


مجموعه : حضرت زهرا (س)
قالب شعر : روضه
بازدید : 451

جوری زدند آینه از چند جا شکست
در بین خلق حرمت شیر خدا شکست

ای کاش می شکست نه آیینه خورد شد
در پیش چشم های علی سینه خورد شد

تا دست های حیدر کرار بسته شد
گویی که ذوالفقار غرورش شکسته شد

می سوخت بی صدا پر پروانه ی علی
آتش گرفته بود در خانه ی علی

سخت است باورش که چهل مرد، هم زمان
در کوچه می بَرَند علی را کشان کشان

افسوس غیرِ فاطمه ی در میانِ دود
یک شهر روبه روی علی ایستاده بود

از ذوالفقار حیدر کرار کینه داشت
آن کس که روی چادر زهرا قدم گذاشت

یاس علی بریده بریده نفس نکش
با قامتی که سخت خمیده نفس نکش

بودی به دور حیدر کرار در طواف
شد ناتمام حج تو با ضربه ی غلاف

در شعله دیدنی شده راز و نیاز تو
آتش دخیل بسته به چادر نماز تو

احسان نرگسی