امشب همه جا حرف نگار است، دگر هیچ


مجموعه : امام جواد (ع)
قالب شعر : میلاد
بازدید : 361

امشب همه جا حرف نگار است، دگر هیچ
امشب همه جا صحبت یار است دگر هیچ 

در محفل اهل سحر و اهل مناجات
صحبت ز سر زلف نگار است دگر هیچ 

تابیده به عالم رخ چون بدر محمد
پایان شب تیره و تار است دگر هیچ

امشب همه جا صحبت جود است و جواد است
نامش همه جا ذکر و شعار است دگر هیچ 

از یمن عطا و کرم و جود و سخایش
دارا شده هر کس که ندار است دگر هیچ

امشب همه مشمول کرامات جوادند
در پشت درش خیل گدایان همه شادند 

گردیده درِ جود خدا بار دگر باز
میخانه ی عشق رضوی تا به سحر باز 

به به چه خبر گشته شب شهر مدینه
پابوسی او آمده خورشید و قمر باز

بر گرد رخش خیل ملائک همه جمعند
ریزند به پایش همه دم دُرّ و گهر باز

رو در روی هم آینه در آینه وقتی
چشمان پسر گشته سوی چشم پدر باز

خندان شده لعل پدر پیر مدینه
وقتی به سویش گشته لبِ نازِ پسر باز

امشب سخنم شامل صد رحمت او شد
روی سخن و حرف دلم حضرت او شد  

ای معتکف کوی تو مهتابِ شبانه
ای خیل گدایان به سویت گشته روانه

هر جا سخن از جود و عطا در وسط آید
سوی تو بچرخد سر انگشت نشانه

خورشید خجالت کشد و ماه بلرزد
تا که سخن از روی تو آید به میانه 

آن قدر کرامات تو گردیده زبان زد
همیشه گدا هست به پشت در خانه

ای وارث علم رضوی، زاده ی زهرا
یحیی شده با علم تو رسوای زمانه

آری تو جوادی که شدی عشق موید
هم حیدر و هم آینه ی روی محمد

 

ناصر شهریاری